اسلاماليکوم هميشره جانا او بيرادرجاني ويبلاگي او وبسايتي!
ولاهي آمديم ! خوب پوشت ما ديق شده بودين ! اينه ولاهي ما خودش آمديم . ماما جان خودش همو ماما جان که چرس بنوک زبان نمي زنن مگر نصوار پل متک 24 سات زير زبان شان استن .
رفته بوديم به زيارت خرقه مبارکه به شار کندهار . خانه ما همونجه استن ده همو منطقه بنام چوک شهدا . طرف دست راسش که تاو مي خورين بندي خانه زنانه استن و طرف چپش دکاناي بزازي او چوب فروشي . او ولاهي ما خودش هم نمي فاميم که والي صاب اسماعيل خان از کدام طرف شان فرار کده بودن خو هميقه مي فاميم که نه امنيت بندي خانه هاي شان چندا ن خوب استن او نه امنيت دکاناي شان . مال دکانا از طرف عساکر امريکائي 24 سات چور ميشن البته ده روز روشن . ولاهي يک روز چپلي هاي خوده از پاي کشيده بوديم او شمله لنگوته خود ده کمر زده بوديم يک رقم مثل خمار کمار واري ده چمناي پيش قبرستان ميرويس نيکه چکر شان مي زديم که بالا ماره هم عساکر امريکائي گرفتن.
عساکر امريکائي : تو ماما لندهور ده کيشت مواد مخدرات شان دست دارين .
ماما : ولاهي ما به مواد مخدرات شان هيچ غرضدار نيستيم او کار شان نداريم !!!!!!!!!
عساکر امريکائي : هم غرض دارين او هم کار دارين .
ماما : وطن ما از شوما ، اختيار ما از شوما ، ما چي کاره وطن خود استيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عساکر امريکائي : شوما افغان ها و افغانستاني ها ده وطن خود مهمان استين اما بازهم مواد مخدرات شان کيشت مي کنين !
ماما : به خرقه مبارکه قسم شان مي خوريم که مواد مخدرات ما نصوار پل متک استن او اگه هدف شوما همي باشن ، هميالي حاضر استيم که کول نصوارش ده دامن تان توف مي کونيم . ببرين به لابراتوار نيويارک شان مي برين ، به لاس انجلس شان مي برين ، به سانپراسيسکوي شان مي برين ببرين . اگه غير از نصوار و يک کمک واري مايعات چسپناک زير زبان کدام مواد نشه آور ديگه ده مرکبات شان يافتين ما ره اعدام شان بکنين !!!!!!!!!!!
عساکر امريکائي : ما قبولش نمي کنيم . شما وبلاگش بنام پرخانه جافر خان داري . ده وبلاگش تجارت چرس و مواد مخدره شان مي کنين او حالا مي گويي که ما بيگناه شان استيم ؟
ماما : ولاهي ما به پرخانه شان استيم مگر ماما لندهور خودش چرس بنوک زبان نمي زنيم !!!!!!!!!!
عساکر امريکائي : چرا در آخر هر جمله اينقدر ندايه و سواليه شان مي مانين ؟
ماما : ولاهي !!!!! به خرقه مبارکه که اي دستور زبان فارسي از دپلوم انجنير صاب خليل الله معروفي ياد گرفتيم !!!!!!!!!!!!!
عساکر امريکائي : برو برو! آزاد استين ! اگه نام کدام آدم صحيح ره مي گرفتين اعدام تان مي کديم .
بالا شما ره چي درد سر بتيم که پس آمديم پيامخانه پرخانه جافر خان را هم چور و چپاول شان کرده . ده دروازه پرخانه دو قطعه شعر شان آويزان ديديم يکي شان از کاوه آهنگ و ديگر شان از کلاوه آهنگر . عنوان يکي شان استن (( مرداب )) عنوان ديگه شان استن (( چرساب ))
خودش بخانين خودش کيف بکنين :
مرداب : شعري از کاوه آهنگ :
خفته بوديم از گلوي ما صدا را دزد برده
روح بيداري شکسته صبح ما را دزد برده
بقچه هاي خنده را تا آخرين لبــخند بردند
جز پريشاني بساط ســـينه ها را دزد برده
عاشق گل را به باغ خاطر ما سر بريدند
از درون ريشه ها رنگ حيا را دزد برده
بوي خواب از ديده ها در لحظه ها جاريست جاري
سکه يي خورشـيد خلق بينوا را دزد برده
رهروان مرداب زارِ کينه و بغض و دروغ اند
حرف بيرنگ و ســـلام آشنا را دزد برده
کفتران مسجد مهتاب تاريک اند و خاموش
از دل آيينه تصـــــــوير خدا را دزد برده
چرساب : شعري از کلاوه آهنگر :
گنس و گول افتاده بودم چرس ما را دزد برده
بوت و موت و باله پوش و چپلقا را دزد برده
لندهور ماما کجا نصوار خود را تف کند
آ مسلمانا کل تفداني ها را دزد برده
چرسعلي ، افشين و مردان قل چپات افتاده اند
گويي از حلقوم چرسي ها صدا را دزد برده
آن رفيق ما للندر توته اي در نيفه داشت
فق زنان ميگفت اخ تنبان ما را دزد برده
وان کمار مست با افسوس بولاتا يهي
ني فقط مال تمارا از همارا دزد برده
بي جهت هر سو روانيم و نميدانيم کجا
از درون کلهء ما قطب نما را دزد برده
وزن شعر ما اگر بشکسته در پشمت ، چه غم
فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلا را دزد برده