اسلاماليکوم هميشره جانا او بيرادرجاناي ويبلاگي !!!!!!!!!
ولاهي حالي خو از لهجه کندهاري شان مي فامين که ما خودش استيم : ماما جان خود شوما. بالا قربان شوما شويم اينه بخير زديم و کنديم و يک سال ديگه شان هم چپه کديم. خداي تعالي مهربان استن همي رقم که ما سالش چپه کديم ، خدا حکومت هاي دست نشانده شان به ديگه روي چپه کنن که مردم نفس به آرام بکشن . چرسي ده مزه چرس خودش بفامه ، بنگي ده مزه بنگ خود بفامه، ماما لندهور ده مزه نصوار پل متک خودش بفامه او روشنفکر افغانستان .... توبه خدايا توبه .... ولاهي باز ما توفداني خودش گم کديم . گپ بر سر چي بودن؟ گپ بر سر روشنفکر افغانستان بودن و ما اينه ما باز حيران مانديم که نصوار خودش به کجا توف کنيم. خو گمشکو به اجازه اي شما موضوع شان چنج مي کنيم !!!!
افشين افشاگر باز کدام گل گلاب به آب دادن !!!!!!! خودشان ميگن که ما شعر پوست مدرن شان سروديم . بالا ما خو به شعر نمي فاميم مگر چون امروز ما خودش قلف و کلي پرخانه ده تلي چپلي هاي خود داريم او رمز عبورش هم به شمله لنگوته خود داريم شعر شان بمناسبت نوروز چاپ مي کنيم . او دو سه روز باد باز پس دوباره مطلب سابقه ده جايش مياريم !!!!!!!!
ولاهي ما رفتيم به چرت روشنفکر افغانستان بخاطري که باز حيران مانديم که نصوار خودش به کجا توف کنيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يک خواهش هم داريم که همي چن چن سواليه و ندايه ما ره بکدام راه کج نبرين . ما خودش نه انجنير استيم نه ديپلوم شان داريم . تنها نصوار پل متک شان مي اندازيم ، چرسش بنوک زبان نمي زنيم ده قصه فلکش هم نيستيم او به سايت هاي لشمکي و پلاستيکي و فاشيستکي نصوار خود هم توف نمي کنيم !!!!!!!
به مناسبت « چرس روز فرخنده » 1386
و به افتخار « ميله گل چرس » در مزار شريف
شعري كه نامه گرديد
از افشين افشاگر
بيدار شده ام
قدوس للندر بيدارم كرد
چار انگشت بر مژه ها داشته
خميازه ميكشيدم
للندر چوچو ميكرد
لامذب و اسپ بيصايب ميگفت
هنوز آن چوچوها در گوشهايم زمزمه دارند
لندهور .... ماما لندهور از نصوار پل متك سوغاتي آورده است
چرسعلي هم نشسته ... آرام ... نشه ... بر گادي
خمار كمار ... به به ... كيا بات هي ....
اكه مردان قل هم نباشه شيشته ايستاده روان است
خميازه كشيدم ...
گفتم سلام چرسيان
ماما نصوار انداخت
چرسعلي گفت : سال نو شما مبارك باشد
****
