تبليغاتX
پرخانه جافر خان -

پرخانه جافر خان

 

 

گزارش جلسه پارلمان چرسيانه

 

مکان: پسخانه پرخانه جافرخان

زمان: شام غريبان

 

اشتراک کننده گان:

 

خمار سنگهـ برادر کوچک خمار کمار نماينده اهل سکهـ و اهل هنود

گيلدي باي بچه کاکاي اکه مردان قل نماينده صفحات شمال کشور

چنارگل بچه ماماي ماما لندهور نماينده قوم پشتون

جمشيد تماشاگر بچه خاله افشين افشاگر نماينده قوم تاجيک

برگ علي چنداولي برادرک چرس علي چنداولي نماينده قوم هزاره

قدوس للندر و اسپ اش نماينده مردم افغانستان

تفداني نصوار ماما لندهور نماينده روشنفکران افغانستان

 

سخن گوي پرخانه :

چرسگرايان و چرسيوکراتان محترم ! جلسه امروز پس از اتحاف ادعيه بروح مرحوم جافرخان و به سر سلامتي جناب محترم جنرال صاحب ايساف خان شروع مي شود. محفل امروز به مناسبت مولفه هاي پارلمان چرسيانه افغانستان در پرخانه جافرخان ترتيب يافته است. خوب دوستان عزيز ! سخنران اول محفل امروز .............

 

 

در اين اثنا برگ علي با يک خيز مايکروفون را از دست سخنگوي پرخانه چور ميکند و آن را بطرف چرس علي برده مي گويد: سوخن ران اول شي بيرار کته خود مه يه! بسه هر سال هرسال حق و حقوق ماره اوغو و تاجيکو تلف موکونه. اقليتي! اقليتي! اقليتي! هرکي ماره موگه اقليتي، خودشي اقليته .... همو صفدر توکلي هم بد موکونه که موگه "همگي پک بيراريم" همگي مو هيچ پک بيرار نيستيم! بسه ديگه بيخي بسه! خيلي مظلوميت کشيديم تا قيامت خو حوصله نموشه . حالي هزاره که استه ده کول مردم دنيا بادار استه! ما هيچ بيرار کار نداريم ! ظولم و سيتم هم يک اندازه دره! هر کسه توخ موکوني بسر ما مردم فيلم "کابل ايکسپرس" پور موکونه! اينه لالا چرس علي چنداولي خودون شي به تنهاي خود اکثريت موشه.

 

پيش از آنکه مايک به دست چرس علي چندوالي داده شود، چنار گل چپلي ها را کشيده و پشت برگ علي مي دود. در همين اثنا شمله لنگوته اش در کمر برگ علي حلقه مي شود و مايکروفون به دستش مي افتد و مي گويد: زه خو پارسي نپوهيژم! دا هزاره گي سه وائي؟ اوس زما ماغزه گد ود شو، ولاهي په خرقه مبارکه قسم دي چه خپل توپک واخلم، تول هزاره گان قتل عام کوم. زه پخپله نر يم ، پشتون يم ، اکثريت يم. ولاهي که د چا پلار دا مايکروفون ما نه واخستل شي ... دا مايکروپون خپل مشر ورور ماما لندهور جان ته ورکوم چه دير شه غيرتي غيرتي خبري وکي ...

 

در اين وقت خون خمار سنگهـ به جوش آمده و بسر چنار گل خيز زده ميگويد : هري رام هري کرشنا ! هري رام هري کرشنا ! يه کيا حال هي، يه کيا چال هي ؟ يار! بهت هوگيا! بهت هوگيا! ديشوم ديشوم ديشوم ! يا تخت هي يا تابوت! هماري حقوق سب سي زياده پايمال هوگياهي. در مسال لوت گيا، هم خاموش رهي. دکانهاي زرگري لوت گيا هم خاموش رهي. علامه فارقه تطبيق هوگيا هم خاموش رهي. روتي کپرا اور مکان لوت گيا هم خاموش رهي . ديگه خاموشي کفر مطلق هي . يا تخت هي يا تابوت! ديشوم ديشوم ديشوم ! فعلن صرف اور صرف هندور اور سکهـ اکثريت هي باقي تمام اقوام اقليت هي. رام قسم پتان + تاجک = اقليت هي. هزاره + ازبک = اقليت هي . اقليت + اقليت = اقليت هي . فقط اور فقط هندو اکثريت هي اور سکهـ اکثريت هي. هندو + سکهـ = اکثيريتون کي اکثريت هي ... جي بولو ماتا جي کي ! جي ! ديشوم ديشوم ديشوم ! او بهايي! او خمار کمار بهايي! تم کها هو... تم کها هو . يه مايکروفون ليلو اور بهت اچا حق به حقدار کرو ...

 

ديگر طاقت گيلدي باي طاق شده و مايکروفون را از دست خمار سنگهـ بشدت بيرون مي کشد و دفعتاً شروع ميکند: اوهو ! هندوي کافر! نباشه! سکهـ لامذهب ! خيريت؟ خيريت؟ خيريت؟ حالي پير و مذهب تان بياب و بيعزت بيلدينگ . افغانستان خو شار خربوزه نه قلين. افغانستان قوم ازبک لر اصلي آبائي و اجدادي منطقه قلدينگ. صفحات شمال ده دوران امير عليشير نوائي پايتخت علم و فرهنگ قلدينگ . اکثريت و اقليت خو کدام گپ پت و پيچيده نه بولميسيز. هندو + سکهـ + تاجک + پشتون + هزاره = هنوز هم کمتر از اقليت .... // شار چور خو نه قلدينگ. ازبک = اکثريت لر اکثريت // ازبک + ترکمن = مافوق اکثريت . اکه مردان قل! اي اکه مردان! طبيعت يخشي؟ اينه مايکروفون مثل بز مسابقه بزکشي به دايره حلال خدمت شما لر تقديم قلينگ. سخنراني نغز فرمائينگ...

 

جمشيد تماشاگر که سگرت بلب دارد با فرهنگ عميد دست داشته اش به فرق گيلدي باي کوبيده و او را نقش زمين مي سازد . بعداً مايکوفون را برداشته مي گويد: خواهش ميکنم! يک کمي نزاکت ادبيات و فرهنگ را مراعات کنيد. همه شما اقوام و مليت هاي عقبمانده و قبيله گرا تشريف داريد. در سرزمين آرياناي بزرگ و در خراسان بزرگ نه براي پشتون و ازبک جائي وجود داشت و نه براي هندو و سکهـ و هزاره. اين خاک پرافتخار از تاجيک بود از تاجيک است و از تاجيک خواهد بود . من مثل شما بي فرهنگ ها صحبت هوائي و بي سند نمي کنم. در صفحه 420 فرهنگ عميد در رديف حرف "ت" مراجعه کنيد و ببينيد که در مقابل واژه تاجيک چي نوشته است: تاجيک به معناي اکثريت، بشترين و زيادترين . حالا شما برويد و رديف حروف مبتذل الف، پ، ت، س، ه گردک و هـ دوچشمه را باز کنيد و ببينيد که چه نوشته است: ازبک = اقليت / پشتون = اقليت / ترکمن = اقليت / سکهـ = اقليت/ هزاره = اقليت / هندو = اقليت / خلص همه آنها به معناي اقليت ... حالا براي اينکه ثبوت قوي تر براي تان نشان داده باشم، مايکروفون را به پسر خاله بزرگوارم جناب افشين افشاگر تقديم .....تقديم .... تقديم .... اوهو اين چه بي نزاکتي است ... قدوس للندر ... قدوس للندر ... کجا بردي مايکروفون را ...؟

 

قدوس للندر بر اسپ خود سوار شده و چارنعل هر طرف ميرود و فرياد ميکشد: چو چو چو ! اسپ بيصاحب! چوچوچو حيوان بيزبان ! چوچوچو که شرف داري بر سر سخنگويان قرتکي و فرتکي و جرتکي .... چوچوچو ! اسپ بيصاحب ! چوچوچو که افتخار پرخانه جافر خان استي ....

 

در يک گوشه گک پرخانه چند نفر در زير پاي افتاده و زير مشت و لغت آخ و واخ ميکنند. بياييد ببينيم که چه کس چه کسي را لت و کوب ميکند و چه ميگويد:

 

ماما لندهور چنار گل را چپه کرده و در حالي که با تلي چپلي هاي خود بدهانش کوبيده مي رود، ميگويند : کينه! لوده! دغه دي! مايکروفون والا! دغه دي اکثريت والا ! اوس دي خوله در ماتوم. اوس توبه در باندي وايم! مردار خوره! پرخانه جافر ستا لپاره ندي. رنگ دي ورک شه!

 

چرس علي چنداولي برگ علي را چپه کرده و در حالي که همراي پوش کست فلم "کابل اکسپرس" بدهانش کوبيده مي رود، ميگويند : قد شي ره توخ کو! قواري شي ره توخ کو! بيني ازموره ده پيش کلاناي پرخانه بريده. دو تا کو! دوتا کو. رنگ نجيس تو ده گور موشه....

 

خمار کمار آقاي خمار سنگهـ را چپه کرده و در حالي که ديشوم ديشوم کرده او را بکس کاري ميکند ميگويند: سالا! اولو کا پته! چور پاگل ! هري رام اور هري کرشنا تمهاري کمر دوقات کري. اري او بي وقوف ! افغانستان بالکل مثل پرخانه جافر خان هي. يها اکثريت اور اقليت کوچ نهي. يه سب فضول هي. افغانستان اي ميري پياري وطن هي . اي ميري پياري چمن هي .

 

افشين افشاگر جمشيد جان تماشاگر را چپه کرده و در حالي که با فرهنگ عميد در دهانش کوبيده مي مي رود، ميگويند : اي بي شعور! زدي نام و نشان ماره در پرخانه جافر خان بدنام کردي. اقليت و اکثريت چي ؟ او بيحيا؟ حيف چرس! حيف چلم! حيف نصوار که بدست شما واري آدمهاي بي همه چيز مي افتد ....

 

در ختم محفل ماما لندهور طبق معمول بطرف تفداني خود مي رود و در حالي که نصوار پل متک خود را در دهان تفداني خالي ميکند، از خواننده گان پرخانه جافر خان مي پرسد: بيرادرجانا او همشره جاناي ويبلاگي! اسلاماليکوم ! ولاهي همي فکر ما يک ذره پريشان واري استن . شوما يک بار ده همو قسمت بالاي بالاي صفحه سيل کنين که همي تفداني ما نماينده کدام طبقه مردم بودند تا ما بفامييم که نصوار خوده ده جاي صحيح توف کديم يا باز ده کدام جاي غلط توف کديم !!!

 

+ نوشته شده در  2007/3/23ساعت 9:22  توسط چرس سالارن پرخانه جافر خان  |