تبليغاتX
پرخانه جافر خان -

پرخانه جافر خان

 

 

بي ادبي معاف !!!!؟؟؟؟

 

از همشيره جاناي وبلاگي او برادرجاناي وبلاگي سميمانه خاهش ميکونيم براي يک دو روز طرفاي پرخانه جافرخان نياين. همينجه يک شاعر جوان بما مهمان آمدن از اروپا . ده کاکه گي او سرشاري خود بي جوره استن مگر ده وخت شعر و شاعري يک کم واري بدزباني ميکنن ، بالا خدانخاسته کدام گپ چتي از دان شان بيرون نشوه که ما مردوم ده پيش دوست و دشمن خجالت نکنيم.

 

قصه شان کوتاه  مي کونيم ، گپاي شان يک روز ديگه مي شنويم مگر شعرش حالي مي خوانيم:

 

 عنوان شعر : « بي ادبي معاف »

 شاعر شعر : « چرسعلي چنداولي »

 

 به نام خداي بزرگ و سترگ  
كه در بنده داده دلي همچو گرگ 
 

كسي را به خوبي تراشيده است 
كسي را به ناخن خراشيده است 
 

كسي را به تخت تجمل كند 
كسي را چو « كرزي » به كابل كند 
 

يكي را بداده چه نيكو سري 
به كون دگر كرده كير خري 
 

همين پاره كون ملت من بود  
غرورش غرور تهمتن بود 
 

گه انگريز و روس و عرب مي شوم 
به هر پيرهن بي ادب مي شوم 
 

كنون بار « بوش » هم به دوش من است 
يكي حلقه نو به گوش من است 
 

يكي بعد ديگر رسيد و برفت  
هر آنكو بيامد . بريد و برفت 
 

من آنم كه تاريخم افسانه است 
حقيقت ز من دور و بيگانه است 
 

مرا مرد جنگي لقب داده اند 
غيور و پلنگي لقب داده اند 
 

من از خر كسان قهرمان ساختم 
سگان را چو شير ژيان ساختم 
 

ز بي عقليم گشته اند قاتلين 
امير و وزير و شه المومنين 
 

جهاني به مهتاب و مريخ شد  
به ماتحت ما چيزي تا بيخ شد 
 

گهي با كمونيزم بندم كنند 
تمام وطن پر ز گندم كنند 
 

اگر پف كنند دين در گوش من 
ز گوش دگر مي رود هوش من 
 

ولي ني كمونيست و اسلاميم 
شعوري ندارد سر خاليم 
 

در اين كشمكش پول دين من است 
دگر آدميت به غين من است

 

 

 

به جواب اين شعر ،که توانايي هميشگي قلم شاعرش را آرزو دارم :

 

رنگين چلم

 

 هر که آمد به کون ملت من

 انگلک کرده چيزکي بربود

 

بوش حال انگلک کنان گويد

که در اين کون هيچ باقي نبود

 

 بوش ! سردار من ! در اين لحظه

 ملتم قبض و چيز ها فرسود

 

 منتظر باش و انگلک ها کن

 گاز از قبضيت شود موجود

 

 بعد آن گاز باز اسهاليم

چيز هايي بري همه پر سود!

 

 

+ نوشته شده در  2007/4/22ساعت 20:58  توسط چرس سالارن پرخانه جافر خان  |