اول خو به همه اکه جاناي انقلابي يک سلام نرم و گرم پرتافته مانيم!
نباشه ده همي چن وختا اسپ بزکشي ما مردم مريض بودگي ، بلکل ده ما مردم فرصت اپديت پرخانه جافرخان نماندگي . به زيارت سخي شاه مردان قسم که همي بي اسپي هم زور چيز بودگي . نباشه مثل اي اس که شما مردم بودت خوده گم کده شيشته ايستاده روان باشي.
يک چن گپ به گفته اکه ماما لندهورجان همتو مخفي و پوشيده ياد ما آمدن که چي از کجا گم شدن:
تفداني از پيش ماما گم شده
روشنفکر از پيش ما گم شده
چرس شيرک مزار از پرخانه گم شده
فکر از پيش روشنفکر گم شده
روشن هم از پيش روشنفکر گم شده
مزه از سايت هاي انترنتي گم شده
چاره از پيش جورج بوش گم شده
کله و کلاه از پيش حامد کرزي گم شده
مغز از عبدالجبار ثابت گم شده
موعظه از پيش برهان الدين رباني گم شده
قانون از پيش يونس قانوني گم شده
فهم از پيش فهيم قسيم گم شده
تفنگ از پيش حکمتيار گم شده
معارف از پيش حنيف اتمر گم شده
سي بي بي از سايت بي بي سي گم شده
راه از پيش خلق و پرچم گم شده
ادب از پيش خليل الله معروفي گم شده
استاد صباح از اروپا گم شده
رنا مخفي از کانادا گم شده
يک شاعر مشهور از بين ما گم شده
يابنده لطفن ده پرخانه جافر خان اطلاع داده شيرني بگيره.
بر سرخ و سياه و سبز دلشاد شدي
گه طالب و ائتلاف و گه خاد شدي
هر رنگ ، دگر رنگ مرا بشكستي
اي چرخ فلك تو هم خليلزاد شدي
بر سر كله ، بر شانه چپن بگرفتند
از زور زبان ، به زر دهن بگرفتند
گند كف پاي دشمنان بو كردند
قلاده به گردن و وطن بگرفتند
ابليس لعين ببين كه دام افگنده
قرآن بكشد به روي تو با خنده
قرآن بكشد چون تو گرفتار شدي
گويد كه خدا منم ، تويي خر بنده
بغداد كه زادگاه منصور بود
امروز به چنگ غارت و چور بود
كابل ! نفسم ! زادگه جافر خان !
بر خيز كه اين طائفه مزدور بود
بيمار شب است و دم به دم برق جهد
ارواح خبيثه سر كشيده ز لحد
در خواب مرو هم وطن جافر خان
بيدار ، كه اين شب همه را مي بلعد
از بهر مقام و رتبه و ثروت و جاه
يك ملت بيچاره نمودند تباه
چرسي يي از آن گوشه صدا كرد كه آه
لا حول ولا قوة الا با لله
بر كوزه زني , صدا چنين مي آيد
بوي نفس روز پسين مي آيد
باور كن و جمع خر دجالان بنگر
يك چند به جمع گلبدين مي آيد